| در ادامه حضور پررنگ سينماى ايران در جشنوارههاى بينالمللي؛ روز دوشنبه اخبارى مبنى بر موفقيت فيلم «بيست» آخرين اثر عبدالرضا کاهانى در بخش فيلمهاى بلند جشنواره باتومى گرجستان روى خروجى خبرگزارىها قرار گرفت. طبق اين گزارشها پرويز پرستويى بازيگر نقش اول اين فيلم موفق به کسب جايزه بهترين بازيگر نقش مرد شد.
در بخش فيلمسازان جديد مستند «يک روز پس از دهمين روز» ساخته نرگس آبيار موفق به دريافت جايزه بزرگ اين بخش شد.
کشور ايران البته نماينده ديگرى نيز در جشنواره باتومى داشت! احمدى نژاد در مستندى از پيتر لوم چهل و يک ساله باعنوان «نامههايى به رئيسجمهور» موفق شد جايزه بهترين مستند چهارمين جشنواره فيلمهاى هنرى گرجستان را به خود اختصاص دهد.

اين اثر با موضوع سفرهاى استانى محمود احمدىنژاد درقالب مستند ساخته شده و در آن ماجراى نامههايى که مردم به رئيس دولت مىنويسند را پيگيرى مىکند. به لحاظ ساختارى و فرم فيلم؛ کارگردان در اين اثر به خوبى مخاطب خود را تا انتها به دنبال کردن اثر ترغيب مىکند و البته دريافت جايزه و استقبال جشنواره از اين فيلم مهر تائيدى بر موفقيت کارگردان در پرداخت است. اما در چنين مستندهايى معمولا موضوع، وجه غالب ماجراست و شايد براى بسيارى از مخاطبان نحوه پرداخت و فرم فيلم اهميت پيدا نکند يا در درجه دوم قرار بگيرد، به اين دليل که ديدن رفتار و کردار يک رئيسجمهور در برخورد با شهروندان يک سرزمين اهميت بيشترى پيدا خواهد کرد(رجوع به نمونههاى گذشته مانند «فيدل» در رابطه با مبارزه چريکى فيدل کاسترو و پيروز در کوبا، «چرچيل» بررسى زندگى نخستوزير بريتانيا يا اين اواخر، مستند اليور استون از هوگو چاوز و...)
ازجمله نکتههايى که پيتر لوم در فيلم خود به بررسى آنها مىپردازد، پيگيرى فردى است که براى رهايى از تعطيلى کامل کارگاه خود نياز به پنج ميليون تومان وام دارد که با مشاهده اخبار و اطلاعات مبنى بر توجه و رسيدگى رئيسجمهور، او نيز نامهاى را به اميد رسيدگى در گونى نامهها مىاندازد و مدتى بعد پيغام ديدار حضورى را دريافت کرده و به محل ملاقات با رئيسجمهور مىرود، در تمام اين مدت دوربين لوم؛ ماجرا را پيگيرى مىکند تا روز ملاقات که عملا به مخاطب خود نشان مىدهد هيچ ديدارى صورت نمىگيرد و مرد بينوا به جوانکى پشت ميز ارجاع داده مىشود که او نيز با کمترين توجه مثلا به کارش رسيدگى مىکند!
و درنهايت صندلىهاى خالى و محل نيمه تعطيل و مرد ناموفق در دريافت وام. او شاهد ازبين رفتن تنها محل کسب درآمد خود است.
اين تصويرى است که پيتر لوم از سرانجام نامهاى که به رئيسجمهور ارائه مىشود، ارايه مى دهد. نکته قابل تامل اينکه دوربين او به ديدار اشخاصى مىرود که به عنوان رابط ميان مردم و محمود احمدىنژاد عمل مىکنند. به مکانهايى سر مىزند که يک مستندساز داخلى براى رفتن و سرک کشيدن به آن نقاط مدتها بايد پشت درهاى تائيد مجوز بايستد و سرانجام موفق نشود!(بنابراين سند که تا امروز نمونهاى از آن نداريم) و تنها کافيست که نوع پرداخت کارگردان داخلى به شخص موردنظر به گونهاى باشد که در فيلم پيتر لوم شاهد آن هستيم، آنگاه احتمالا نوع برخورد مشاوران هنري، معاونت سينمايى و وزارت ارشاد با برخى روزنامهها و نهادها با مستندساز قابل تصور نخواهد بود.
در همين راستا نامه حدود 140 نفر از مستندسازان باتجربه و شناخته شده کشور مبنى بر شرکت نکردن در سومين دوره جشنواره بينالمللى مستند سينما حقيقت تهران به خوبى مىتواند بيان کننده حق مطلب باشد که در متن آن آمده است: متاسفانه سختگيرى و ممانعتى که امروز بر مستندسازان در ارائه تصوير واقعى و منصفانه از جامعه ملتهب ما اعمال مىشود، بىسابقه است. اين شرايط ما را به واکنشى ناگزير وامىدارد که به رغم اذهان به اهميت برگزارى جشنواره مستند سينما حقيقت، که توانسته طى دو دوره گذشته فضاى موثرى در عرصه نمايش و گفتمان پيرامون سينماى مستند به وجود آورد؛ از شرکت در جشنواره امسال خوددارى کنيم.
|